محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
544
تحفه خانى ( فارسى )
پيخته و با عسل و يا آب گندنا خمير كرده حبّها ساخته و از شيب كاسه سوراخ و از سرنگون دود بايد كرد كه بخار آن بمقعد رسد و اما علاج ناحج درين علت اگر چنانچه دانها از مقعد بيرون و بلند باشد قطع است و نهادن داروها مثل فلافيون و سم الفار و مقل تا دانها را بالكليه اسقاط كند اما در قطع حجّام استاد دانا بايد و الّا محل خطر است و همچنين در نهادن مثل فلافيون و سم الفار نيز خطر است زيرا كه اگر چنانچه كه دانه عميق باشد مقرر كه تاثير سم الفار و فلافيون تا آن موضع است كه فساد پذيرفته است و آن منتهى بروده مىشود كه آن را امعاى مستقيم مىنامند و سر مقعد سر آن روده است و هرجا كه آن سوراخ شد هلاك او دفعتا خواهد بود و ازين جهت است كه اطبا درين نوع علاج ديرى نمىكنند و اگر اينچنين علاج واقع شود و دانها كه بخير و سلامت ساقط شود و سوز و درد در محل دانه بسيار شود تسكين مرهم از موم و شحم بط و شحم مرغ بايد ساخت و بر آن محل بايد نهاد و يا از موم و روغن كوهان شتر و مغز ساق گاؤ بايد ساخت و بر آن محل بايد نهاد [ 195 ] مقاله در بيان نواصير و مراد بنواصير عند الاطبا قروح خبيثه و بشره جند است كه درون مقعد مىشود و اين قروح يا نافذ و غاير است و يا غير اينست و بهر تقدير علاج قطع است و نهادن ادويه حاده كه موجب سقوط قروح و دانها باشد و علاج نواصير اصعب از علاج بواسير است زيرا كه قروح داخل مقعد و روده است و رسانيدن دوا و مرهم بر آن محل مشكل مرهمى كه درين علت نافع باشد كه مذكور مىگردد كبريت نيم مثقال و حجر كه مراد سنگ سياه است كه زرگران براى امتحان نقره و